خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

580

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

نمىكند ، به جهت مشابهت ، داخل در مشبهات‌اند . وهميات نيز كه از مبادى مغالطه هستند به خاطر عدم فرق ميان حكم عقل و حكم وهم ، داخل در مشبهات بوده و از اين‌رو مقتضى غلط خواهند بود . صور قياس‌هاى مغالطى كه شبيه به قياس‌هاى حقيقىاند و به سبب فقدان شروطى كه در قياس بايد باشند ، قياس نيستند ، قياسات مشبه ناميده مىشوند . فصل سوم : ذكر امور خارجى كه اسباب مغالطه است و براى سائل و مجيب در اين صناعت مفيد اكنون كه از بيان اجزاى ذاتى صناعت مغالطه فارغ شديم ، پيرامون اجزاى عرضى آن سخن مىگوييم و آن‌ها همان اجزائى هستند كه قبلا يادآور شديم . اكنون به توضيح آن امور مىپردازيم : الف - تشنيع سائل . اين امر به دواعى مختلفى صورت مىپذيرد ، بعضى از آن دواعى عبارت‌اند از : 1 - مجيب عاجز از دفع تبكيت سائل است . 2 - جواب مجيب محصّلى ندارد و اين عدم تحصيل يا به خاطر نقصان جواب بوده و يا بدين جهت است كه در حقيقت جواب او ، جواب نيست و يا ازاين‌رو كه جوابش پيچيده و مشتبه است . 3 - ايراد حشو و تكرار كلام . 4 - ارتكاب كذب و خلاف مشهور . ممكن است سائل قبل از شروع به تبكيت ، مشغول تشنيع يا سوق سخن به كذب يا شنيع گردد ، بدين‌گونه كه سائل از دو طرف نقيض سؤال مىكند ، اگر مجيب آن طرفى كه در نظر سائل است مسلّم دارد ، سائل تبكيت را از آن‌جا آغاز مىكند و اگر طرف ديگر را مسلّم دارد و آن طرف به نوعى از انواع شبيه خلاف مشهور يا شبيه كاذب باشد ، سائل فرصت تشنيع مىيابد ، و اگر شبيه خلاف مشهور يا كاذب نباشد ، سائل آن را با اضافه نمودن لاحق يا قيدى تحريف مىكند تا در تبكيت نافع بوده و شنيع گردد و آن‌گاه به تشنيع مىپردازد و چنان وانمود مىكند كه مجيب ، آن را اين‌گونه مسلّم داشته است . و اين